دنیای عجیبی شده است...

 

برای دروغ هایمان،

 

 خدا را قسم می خوریم

 

و به حرف راست که می رسیم،

 

می شود جان تو ...

 



♥ شنبه چهارم مرداد 1393 ساعت 18:42 توسط مرجان

خدا

خداوندا

خسته ام از فصل سرد گناه، دلتنگ روزهای پاکم

بارانی بفرست 

چتر گناه را دور انداخته ام


♥ یکشنبه بیست و نهم تیر 1393 ساعت 23:26 توسط مرجان

حال و روز ما

 


♥ جمعه بیست و هفتم تیر 1393 ساعت 1:48 توسط مرجان

رسیدن آداب دارد !
.
وقتی رسیدی باید بمونی ,
باید بسازی ,
باید مدام یادت باشه که ...
.
.
.
چه قدر زجر کشیدی تا رسیدی !
که آرزوت بوده برسی !
وقتی رسیدی ...
باید حواست باشه " تمام " نشوی !!!


♥ پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 ساعت 13:21 توسط مرجان

لطفا ,
مزاحم نشوید !
.
.
.
.
.
" ما "
مشغول دوست داشتن یکدیگر هستیم !


♥ شنبه چهاردهم تیر 1393 ساعت 14:3 توسط مرجان

مـــــن اگــر عــروســـ تــــــــــو باشـم...

 

دیـــگـر هــــــــــیچ لبــاسـیــــ برازنـــــده ی انـــدام مـــــن نـخـواهــــد بــــود!

 

آغــــــــــــــوشــــ تـو تـــمامــ قــد مــن را در بــــــر خواهــــد گرفتـــــ...


نـــه حـــریریـــــــ نـه یراقیــــــــ نــه دکمـــــهـ ای...


و نــــه هــــیـــچ و هـــــــــــــــیـــــچ!


آنچــــه هــــــستـ تمـــــامـــ مـــردانـــگــــــی تــــو استــــــــــــ


کـــــه


تــــن پــــوشـــــ و نگـــــیـــنـــ زنــــــانـــــگـــــــی مــــنــــــــــ اســـــــــتـــــــــ.....!

 


♥ سه شنبه بیستم خرداد 1393 ساعت 18:59 توسط مرجان

چشمهایت...

لبهایت...

موهایت...

صدایت...

عناصر چهارگانه ی هستی منند

 


♥ دوشنبه پنجم خرداد 1393 ساعت 12:35 توسط مرجان

عشق

"عشق" را

 
شرمـی نیست ؛
 
بی محابا
 
دوستَـت «دارم» !
 

 


♥ پنجشنبه یکم خرداد 1393 ساعت 13:16 توسط مرجان

تحویل نمیگیرم…!!

سالی را که بدون حضور تـو تحویل شود…


♥ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 ساعت 23:52 توسط مرجان

امسال هم

هفت سینم "سین" سیمای تورا کم دارد...


♥ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 ساعت 22:49 توسط مرجان

سلامتیه اونایی که براشون مثل آتیش چهارشنبه سوری بودیم


همه وجودمون تو آتیش عشقشون سوخت


تا اونا با شادی از رومون بپرن و رد بشن . . .


♥ شنبه بیست و چهارم اسفند 1392 ساعت 21:36 توسط مرجان

امشب، آغوشت نیست، اما!

خیالت را به آغوش میکشم

موهایت را میبویم؛

نوازش صورتت را

با گونه هایم

به هیچ نمیدهم.

امشب اینگونه است!



♥ دوشنبه پنجم اسفند 1392 ساعت 21:58 توسط مرجان

ای روزگار...

من راههای نرفته بسیار دارم

اما با تو یکی زیاد راه آمدم...



♥ جمعه دوم اسفند 1392 ساعت 20:49 توسط مرجان

بگذار بسوزم

دادم که به آسمان نرسید

شاید دودم رسید...


♥ دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392 ساعت 21:43 توسط مرجان

تولد ولنتاینتون مبارک


♥ جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 ساعت 19:10 توسط مرجان

دخترای عزیز سعی کنید تو این روز با دوست پسرتون اصلا جروبحث نکنین

که ولنتاین نزدیکه حیفه به خدا !!!!!!!



♥ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 ساعت 11:39 توسط مرجان

خوش قدمی برایم
با بودنت همه چیزعالیست‎
امروز که نیستی‎
اززمین و آسمان خدا بلا می بارد...

♥ سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 ساعت 12:22 توسط مرجان

یادگرفته ام ‎
اشکهایم را درچشمانم بخشکانم‎
نفسم را درسینه حبس کنم‎
بغضم را فرودهم‎
احسام را خفه کنم‎
به دردهایم لبخند بزنم‎
توآمدی‎
آرام آرام قلبم را تسخیر کردی‎
تمام آموخته هایم را به دست باد دادی
حال به رویت لبخند میزنم‎
وتمام احساسم را نثارت میکنم


♥ پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 ساعت 10:37 توسط مرجان

گــریان شده دلـــــم....

همچـــون دختـــرکـــی لجبـاز...

پا به زمین می کـــوبد...

تــــو را میـــخواهد....

فقط "تــــــــــــــــــو" را..


♥ جمعه یازدهم بهمن 1392 ساعت 12:10 توسط مرجان

من که به هیچ دردی نمیخورم …


    این دردها هستند که چپ و راست به من میخورند …

♥ دوشنبه هفتم بهمن 1392 ساعت 22:32 توسط مرجان

هوای مردن

بیخ گوش من است...

همان جایی که روزی...

رد نفس های تو بود....!



♥ جمعه چهارم بهمن 1392 ساعت 11:59 توسط مرجان

اختراع تلفن بزرگترین خیانت به بشریت بود

خداحافظی باید رو در رو باشد

گاهی اوقات اشک ها، آدم ها را بیدار میکنند...


"لعنت بر خداحافظی های تلفنی"


♥ چهارشنبه دوم بهمن 1392 ساعت 21:8 توسط مرجان

بــــــهانه گـــــــیر ،زبــــــــــان نفهم …

دلـــــــــــم را مـیگویـــــــــم... !

آخــــــــر تــــورا از کـــــــجا برایش بـــــــــیاورم



♥ سه شنبه یکم بهمن 1392 ساعت 14:46 توسط مرجان

کل دنیا هم بگویند: دوستم دارند


فایده ندارد


اما


دوستت دارم های ” تــــو ”


چه غوغایی می کند


روحم را تازه می کند ...


♥ شنبه بیست و یکم دی 1392 ساعت 23:45 توسط مرجان

زخم ها زود خوب می شوند

اما

خوب شدن با "مثل روز اول شدن"

خیلی فرق دارد...


♥ شنبه چهاردهم دی 1392 ساعت 22:59 توسط مرجان

میان این همه شاید تو چقدر بایدی!


♥ سه شنبه دهم دی 1392 ساعت 23:12 توسط مرجان

تولدغمگین من مبارک

پ.ن: چه روز دلگیری

اولین تولدی بود که کیک نداشتم...


♥ دوشنبه نهم دی 1392 ساعت 15:26 توسط مرجان

من یک زنم...
وقتی خسته ام
وقتی کلافه ام
وقتی دلتنگم
بشقاب ها را نمی شکنم
شیشه ها را نمی شکنم
غرورت را نمی شکنم
دلت را نمی شکنم
در این دلتنگی ها
زورم به تنها چیزی که می رسد

این بغض لعنتی ست ...


♥ چهارشنبه چهارم دی 1392 ساعت 22:46 توسط مرجان

مثل عکاســی ماهر نگاهت میکنم…
از نزدیک ترین زاویه ممکن،
و سرت را دقیقا” رو به رویم نگه می دارم
خورشید را روی صورتت پخش می کنــم
و در ذهنم
از امروز تو عکس می گیرم،
برای روزهایی که نیستی…!

♥ دوشنبه دوم دی 1392 ساعت 0:20 توسط مرجان

باور


♥ چهارشنبه بیستم آذر 1392 ساعت 14:28 توسط مرجان